جوانان و ازدواج
کارکردها، موانع، چالش ها و کارکرد ها
بشر از ابتدای حیات خود نیازمند زندگی جمعی بوده و خود را در انزوا محکوم به فنا دیده است. امّا ادامه ی حیات مستلزم تولید مثل است. بر این اساس پیوند بین دو جنس مخالف به موضوعی طبیعی در همه اعصار تبدیل شده است؛ هرچند این پیوند درصدی گوناگون تحقق یاقته است.
گذشت زمان و تحولات اجتماعی بر پیکره ی ازدواج رنگ های جدید می زند و این رنگ یافتن جدید نگاه انسان را به موضوع ازدواج از این حیث و هدف آن شکل می دهد. زمانی که تلاش برای معاش بوده و انسان مقهور طبیعت بود، تولید مثل بیش از هر چیز دیگری مطمع نظر بوده است. امّا با پدید آمدن انقلاب صنعتی، رنگی دیگر بر این رنگ افزوده شد و آن نیاز به عشق بود. در این زمان انسان صنعتی به عشق نسبت به موضوع تولید مثل تشنه تر است. با کاسته شدن از مشکلات تلاش برای مبارزه با طبیعت و سیطره یافتن تکنولوژی، انسان در جست و جوی آرامش است. از این رهگذر می توان کارکردهای اصلی ازدواج در دنیای امروز را تولید مثل و کسب آرامش در قالب زوجیت دانست.
هرچند از سوی برخی از مبلغان معرزگرایی و مروجان اصالت لذّت، گفته می شود تولید مثل خارج از قاعده ی ازدواج ممکن است، امّا باید گفت تولید مثل جهت کاهش مسائل اجتماعی و قاعده مند بودن روابط اجتماعی، نیازمند مشروعیت بخشی به آن است؛ چه اینکه عدم مشروعیت آن می تواند تنگنای اجتماعی ایجاد نماید. در سراسر دنیا فرزندان به دنیا آمده ی مشروع یک خرسندی اجتماعی محسوب می شود و فرزندان نامشروع چه برای دولت و چه برای افراد به دنیا آمده، مشکل تراشی می نماید و به این ترتیب پذیرش عقلانی این موضوع منتفی است.


