تاریخ توزیع شماره دهم نشریه


نشریه دانشجویی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی رویش، شماره دهم روز دوشنبه در کلیه دانشکده ها و خوابگاهها توزیع می شود.

کاریکاتور‌: خلیج فارس Persian Gulf cartoon

کاریکاتور‌ خلیج فارس Persian Gulf cartoon

خلیج فارس تا ابد خلیج فارس است.

روزشمار

سال نو آغاز شده، اما عده ای انسان فداکار خودشان را دارند در جبهه ها فدا می کنند؛ برای من، برای ما...
فروردین ماه...
امروز اول ماه است. عیدی این از جان گذشتگان به ما، عملیات عظیمِ چند مرحله ای و پیروزمندانه ی فتح المبین با رمز «یا زهرا(س)» است.
روز بعد، دوم ماه، حضرت امام (ره) به مناسبت پيروزي هاي رزمندگان اسلام در عمليات «فتـح المبين» پیام تبریکی را برای ایشان می فرستند.
روز سوم، سال 67؛ عراق به شهر خودش هم رحم نمی کند، بی رحمانه به حلبچه حمله ی شیمیایی کرده و تمام ساکنین آن را قتل عام می کند.
عمليات «بيت المقـدس 4»، با رمز «يا ابا عبـدالله الحسين»، در منطقه ي دربنـديخان عـراق، در روز ششم  فروردین 67 آغاز شد.
 هفتاد کیلومتر در خاک عراق پیشروی کردند؛ سال 66، هشتم ماه، سومین مرحله ی عمليـــات «فتح 4» شروع شد.
 اوج گيري اعتراضات جهاني ، عليه كشتار بي رحمانه ي مردم حلبچه ي عراق واقعه ای در روز نهم فروردین 67 بود.
هفدهم ونوزدهم این ماه، به ترتیبعملیات های کربلای 7 و کربلای 9 در مناطق شرق بصره و قصر شیرین انجام می شوند.
  سی ام فروردین 66، عراق روستاهاي كرد نشين اربيل و سليمانيه را بمباران شيميايي نمود...
و سی یکم ماه، سال 66، رزمنـدگان اسلام، مواضع جـديدي را در سليمانيه ي عراق فتح كردند.

مصاحبه رویش با خلبان شهید عباس بابایی

ابتدا خودتان را معرفي كرده و از علل گرايشتان به رشته خلباني بگوييد:
در چهاردهم آذرماه سال ۱۳۲۹ در یکی از محروم ترین نقاط شهرستان قزوین در خیابان سعدی و در یک خانواده مذهبی که آتش عشق به امام حسین (ع) و اهل بیت از آن زبانه می کشید، به دنیا آمدم
دوران تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان دهخدا سپری کردم و دوران متوسطه خود را نیز در دبیرستان نظام با موفقیت به پایان رساندم.پس از اخذ دیپلم، با شرکت در کنکور سراسری در رشته پزشکی پذیرفته شدم ولی به دلیل این که به خلبانی علاقه وافری داشتم، از آن انصراف داده و در سال ۱۳۴۸ وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شدم همانند دیگر خلبانان نیروی هوایی پس از گذراندن دوره مقدماتی پرواز، جهت تکمیل فن خلبانی و گذراندن دوره پیشرفته، به کشور ایالات متحده آمریکا اعزام شدم. پس از بازگشت از آمریکا، در سال ۱۳۵۱ به عنوان خلبان اف۵ در پایگاه چهارم شکاری دزفول مشغول به خدمت شدم. در تاریخ هفتم مرداد سال ۱۳۶۰با ارتقاء به درجه سرهنگ دومی، به عنوان فرمانده پایگاه هوایی اصفهان منصوب گشتم.
ادامه نوشته

سین هفتم

دقیقا یادمه نزدیکای عیـد سال ۶۵ بود....فکر می کردم حالا که بچّه ها جبهه هستند عید و سال نـو دیگه یادشون نیست....چند دقیقه ای که مونده بود تا سال تحویل بشه دیدم  جنب و جوشی تو سنگرمون به چشم می خورد ، یکی از بچّه ها رفته سفره ای رو آورده و پهن کرده ، خدا رحمت کنه شهید احمدزاده رو ؛ ازش پرسیدم چـه خبـر شده ؟ گفت چند لحـظـه ی دیگه ، سال تحویـل میشه ، برای همینه که بچّه ها گفتند بهتـره سفره ی هفت سین پهن کنیم . مونده بودم چطور میشه تو سنگـر ، سفره ی هفت سین پهن کنیم ؟! دور و برمو  با دقّت نگاه کردم ، راستش یه کمی نون خشک بود و چند تا دونه کنسرو ماهی !

همین که داشتم فکر می کردم دیدم شش نفر اومدن تو سنگر و رفتن سراغ سفره ،حتما براتون جالبه که بگم یکی شون سه چهار سانت سیم خاردار تـو دستش بود که گذاشت سر سفره، یکی شون سلاح و خلاصه سمبـه (وسیله ای که باهاش سلاح شون رو پاک می کردن) کمی علف به عنوان سبـزه ،سرنیزه ، سربند. شمردم دیدم شش تا شده ، با خنده گفتم : هفتمیش کو ؟‍!

شهید احمدزاده خنده ای کرد و گفت : خودت سیّد ! آره با خودت میشه هفت تا... یکی از

بچه ها رفت دفتر تبلیغات رادیوی کوچیک رو آورد . رادیو  که روشن شد تیک تاک پخش می

 شد . فهمیدیم چند ثانیه بیشتر به تحویل سال نو باغی نمونده ...

 

صدای گوینده : آغاز سال یکهزار و سیصد و شصت و پنچ...  بچه ها همدیگه رو در آغوش گرفتند و سال نو رو به همدیگه تبریک گفتن .

بهتره به یاد اون روزا ؛

سال نو ؛

به یاد رزمندگان هشت سال دفاع مقدّس ؛

و شهـدایمان باشیم !

خاطره ای از شهید حمزه حجت انصاری

«عیدی»

دیگر نمی دانم از چه بسرایم؛ قطراتی سرد از جنس حیا (یا به مراد صحیح تر خجالت) بر پیشانی ام موج می زنند. شبیه امواج کارون...
شبیه تر به امواج اروند... آخر غربت سربندهای یا زهرا (س) تان و گم نامی تان لا به لای موج ها شبیه تر است به گم نامی و غربت خاکی من زیر باران شرم... سال ام را با شما تحویل کردم؛ به امید آن که همان گونه که رشته ی سرنوشت خود را به مولا تان سپردید تا از اروند رود گذرتان دهد، مرا هم عنایتی کنید...
گرد و غباری که بر دلم نشسته سهمگین تر از رمل و شن های روان فکه نیست؛ مرا هم همراه خود از این نمکزار دست و پا گیر به پرواز کشید. با دست های بسته، با لب های تشنه، به انسانیت خود شهادت دادید و با آبی گواراتر از شهد دنیای ما، قراتر از سیراب شدید... و من دانستم بعد ها باید به خلوص سید شهیدان اهل قلم بود تا در فکه ماند... ناگزیر نماندم.
ادامه نوشته

سومین نسل از ابَرتحولات بشر(انقلابی نو)

فرستنده: علیرضا سنایی


واقعیت این است که بشر در آستانه بزرگترین تحول و دگرگونی تاریخ خود قرار دارد و این تحول همه چیز را در همه عرصه‌های زندگی بشر ، بطور انقلابی دگرگون خواهد ساخت. در اینجا می خواهم انقلابی جهانی همانند انقلاب صنعتی و انقلاب فناوری اطلاعات را به شما معرفی کنم.
اولين جرقه های این انقلاب به تاريخ ، 29 دسامبر سال 1959 باز می گردد . هنگامی که فيزيکدان بزرگ ، ريچارد فاينمن اولين سخنرانی تاريخ را در اين باب با نام « در پايين دست فضای زيادی وجود دارد» ايراد نمود.
انقلاب نانو:
نانو در  واقع پیشوندی از مقیاس است که برابر با  9-10 برابر از یک کمیت را به ما معرفی می نماید ، به فرض مثال  هر نانو متر برابر است با یک میلیاردم متر و یا هر نانو گرم برابر است با یک میلیاردم گرم .نانو فناوری عبارت است از توسعه فناوری و تحقیقات در سطوح اتمی , مولکولی و یا ماکرومولکولی در مقیاس 1 تا 100 نانو متر،  خلق و استفاده از ساختار ها و ابزار و سیستم هایی که به خاطر اندازه کوچک آنها خواص و عملکرد متفاوتی را نشان می دهند.

ادامه نوشته